السيد موسى الشبيري الزنجاني

1445

كتاب النكاح ( فارسى )

نداشته باشد و مراد - با تمام حدود و ثغور آن - براى ما هم آشكار باشد . ان قلت : اگر مخاطبان معناى مقيدى فهميده باشند بىشك وابسته به قرائن ديگرى - غير از لفظ مطلق - مىباشد و اين قرائن را راويان مىبايد به ما مىرسانده‌اند و گرنه با وثاقت آنها ناسازگار است ، پس از عدم نقل راويان ثقه كشف مىكنيم كه مخاطبان معناى مطلق از لفظ فهميده‌اند و همين امر براى ما كافى است . قلت : قرائنى كه مراد را مضيّق مىسازد چه بسا قرائن حاليه محفوفه به كلام و فضاى كلى حاكم در آن دوران است كه با وجود تأثير بر مفاد متن ، راويان از آن بىخبر بوده و اصلًا تصور نمىكنند كه ممكن است در زمانى اين الفاظ معنايى غير از معناى مضيّقى كه آنها مىفهمند داشته باشد . به عنوان نمونه يكى از مباحثى كه عناوين مطلقه در اسناد روايات اين است كه در زمان به كار بردن اين عناوين مراد روشن بوده و ابهام و ترديد در اثر از بين رفتن قرائن محفوفه به كلام ايجاد شده است و گاه در زمان به كار بردن عنوان ، تنها به يك شخص اطلاق مىگرديده ، مثلًا عنوان " شيخ " يا پيش از زمان شيخ انصارى ، تنها به شيخ طوسى اطلاق مىشده ، ولى پس از زمان شيخ انصارى با اطلاق اين عنوان به ايشان چه بسا انسان به ترديد مىافتد كه مراد از شيخ كيست ؟ پاره‌اى از الفاظ در زمان يك معصوم مفهومى يافته و در زمان معصوم ديگر مفهومى ديگر و در اعصار متأخر براى ما اجمال پديد مىآيد كه مراد چيست ؟ در مسأله مورد بحث نيز امكان دارد كه عدم شيوع اين مسأله تا بدانجا باشد كه از همان آغازى كه الفاظ القاء مىشده ، ذهن مخاطب از اين صورت منصرف بوده و اكنون كه متعه شايع گرديده و ازدواج انقطاعى قانونى شده ما در مراد از اطلاق به ترديد مىافتيم . شاهد واضح بر وجود اجمال در بسيارى از مطلقات اين است كه عرف در شمول آن نسبت به برخى افراد به ترديد مىافتد ، شما خود به وجدان خويش مراجعه كنيد ، انسان گاه عباراتى را مىبيند ، در شمول آن نسبت به برخى فروع به ترديد